آشنایی با مکتب اصفهان

در مکتب اصفهان کل در يک نگاه قابل درک مي شود و مفهومي مجزا از اجزاي خويش مي يابد مفهومي که نشان مي دهد کل، مجموعه اي از اجزا متشکل خود نيست.

جزء نيز در مقياس خويش کامل است و وحدت را نشانگر است. در عين آنکه در ترکيب با اجزاي متشابه يا متباين مجموعه بزرگتر و واحدي را سبب مي شود.

از ديگر ويژگي ها، فضاي انساني به جاي مقياس انساني است. مقياس انساني در برابر آمد و شد انسان از عروج به فرود و بر عکس رنگ مي بازد.

سيال بودن و تداوم فضايي

مکتب اصفهان در شهر سازي با عنايت عالم همه منظر اوست از ايجاد نقطه گريز ديد و توجه تام و تمام به يک نقطه حذر مي کند.نه اين بودن و نه آن بودن اصل و مفهومي است که از ذره تا کلان فضاي اين مکتب ديده مي شود.

تعادل فضايي و توازن کالبدي هماهنگي و هماوايي عناصر متباين در معرفي يک مفهوم با يک عنصر واحد سبب مي شود تا اصل تقارن و فضاي متقارن در اين سبک معنا نداشته باشد.

جهان بيني متکي بر مفاهيم عرفاني در شهر سازي مکتب اصفهان بران است که سلسله مراتب فضايي در هر مقياس بازتابي از اصل وحدت بخش جهان باشد.

مکتب اصفهان بي آنکه در پي ساخت و بر پايي بناهاي يادماني باشد خود به يادمان تبديل مي شود در گفتگو با مردم قرار مي گيرد از آنان هويت مي يابند و به بناها هويت مي بخشند.

در مکتب اصفهان شهر در محيط پيراموني مستحيل مي شود.

برج و باروي شهر نه به عنوان يک عنصر متمايز کننده شهر از روستا که به عنوان حصاري براي تعريف محدوده کالبدي شهر به کار گرفته مي شدر اين مکتب رونق و آبادي شهر نه از باز سازي شهر کهن بلکه از ايجاد مجموعه هاي شهري جديد در کنار شهرکهن دنبال شود. آنچه دراين ميان اهميت دارد بيان هماهنگ و هماواي فضاهاي شهري است.

براي پي بردن به نقش مکتب اصفهان براي هر ويژگي مي توان مثالي آشنا و واضح در اين شهر پيدا کرد که بيانگر اين مکتب است.

تمام ويژگي ها در شکل گيري شهر اصفهان نقش دارند اما ويژگي آخر تاثير بسزايي در توسعه شهراصفهان داشته است. رونق و آبادي شهر نه از باز سازي شهر کهن بلکه ازايجاد مجموعه هاي شهري جديد در کنار شهر کهن دنبال مي شود در اصفهان عصر صفوي شهر کهن در شمال شرقي زاينده رود قرار داشت که ميدان نقش جهان در اين محدوده قرار داشت.

با توجه به اين ويژگي فرح آباد، جلفا، عباس آباد، خواجو و محله شاهي در کنار شهر کهن به عنوان محلات جديد و اما با برنامه ريزي ساخته شد.

 

 

از دانشمندان و انديشمنداني که تاثير در شکل گيري مکتب اصفهان داشته اند ميرداماد، مير ابوالقاسم مير فندرسکي، فيض کاشاني، مجلسي دوم و ملاصدرا را نام برد اما شيخ بهايي تاثيري بسزايي در شکل گيري مکتب ا صفهان داشته است.او با نظريه حکمت يونانيان و حکمت ايمانيان خود که از اشعار قرن 11 او بدست آمد تاکيد بر آن داشت که ارسطو و بوعلي سينا اسلام را زير لگد هاي خود خفه کرده اند. او در اين راه به درجه اي از کمال روحي وراي اصول و قواعد نظري رسيده که همه اثارش سرشار از ارزشهاي معنوي است. آثار او گواه توازني است که ميان علوم ظاهري و باطني، مباحث ما بعدالطبيعي و جهان سياسي برقرارشده است. اين توازن شاهد رابطه اي است که ميان وجوه مختلف سنت برقرار باشد شيخ بهايي بي اعتباري تمام علوم را در برابر عرفان نشان داد در حالي که خود در تمام علوم خبره بود اين چنين شد که از دل حکمن ايماني مکتب اصفهان متولد شد.

يکي ديگر از دلايلي که شيخ بهايي تاثير بسزايي در شکل گيري اين مکتب داشت از توجه و معني شعر

اين وطن مصر و عراق و شام نيست

اين وطن شهري ست کان را نام نيست

اي خوش آن کو يابد از توفيق بهر

کاورد رو سوي اين بي نام شهر

بدست مي آيد. شيخ بهايي شيعه بود اما در کشورش آزار و اذيت شيعه رواج داشت. او به ايران امد و تصميم گرفت کاري کند که به تمام کشور هاي همساي به خصوص کشور زاد گاهش ثابت کند ايران که داراي مذهب شيعه است از پيشرفته ترين کشور هاست و بالاتر از تمام همسايگانش. او مي خواست برتري شيعه را ثابت کند.

هويت در لغت يعني بيان يا نمايش ماهيت شي يا پديده در ذهن آدمي. به کارگيري تعابيري همچون ((من))، ((خود))، ((شخصيت))، ((تعلق)) نشان مي دهد که براي انسان اعم از فرد و اجتماع موضوعي به نام هويت مطرح مي باشد که جملگي متعلقات و وابستگيها و فعاليتهاي انسان به آن اطلاق مي شود. نقش شهر. محيط زندگي انسان در تبيين و احراز و تقويت و نمايش باورها و جهان بيني و فرهنگ جامعه و در نتيجه در تجلي هويت جامعه و تبع ان هويت انسان به عنوان نقش غير قابل انکار ظا هر مي شود.

براي تعريف هويت شهر و همچنين هويت عناصر شهري و عمارت، مد نظر داشتن اصل وحدت در کثرت و همچنين توجه به رابطه انسان و فضا ضروري است.

براي هويت بخشيدن به محيط مصنوع بايد مطلبي رعايت شود و آن اين است که ((همانگونه که در بحث فرد و اجتماع مطرح است که هر کدام بايد جايگاه خود را داشته باشند در هويت بخشيدن به اثار انساني و اصولا در تبيين و تعريف هويت براي آثار انساني از جمله عمارات ،عناصر شهري و کل شهر نيز بايد اين رويه رعايت شود))

شهر ها داراي يک سري رويدادهاي خاطره انگيزي يا همان رويدادها و حوادثي که موجب تغيير مکاني از مکان ديگر مي شود که مي تواند به تعريف هويت شهر کمک کند.

در شناخت شهر هويت شهر بايد هر دو تصوير عيني و ذهني آن يعني شهر ساختار و کالبد شهري و کارکرد اقتصادي آن، فضاهاي عمومي و ... و نيز عوامل ذهني گروههاي اجتماعي ساکن، سطح ادراک و شعور اجتماعي مورد بررسي قرار مي گيرد.

هويت شهر اصفهان بايد از 3 جهت مورد بررسي قرار گيرد:

1)هويت اجتماعي

2)هويت کالبدي

3)هويت طبيعي

براي شناخت هويت اجتماعي شهر اصفهان بايد به بررسي آيين ها و مراسم علي الخصوص مراسم مذهبي بپردازيم. به طور خلاصه تاثير اين مراسم و آيين ها را در ساخت مساجد متعدد، سقاخانه ها، هيئت ها و... مي توانيم ببينيم يعني هويتي اسلامي که اصفهان را شهري اسلامي معرفي مي کند.

براي تعريف هويت کالبدي شهر اصفهان به ميدان نقش جهان، چهار باغ و ... توجه مي کنيم با شناخت دقيق ميدان و اصول و قواعد ساخت آن توسط شيخ بهايي باز هم به هويت اسلامي شهر اصفهان پي مي بريم. اما همواره اصفهان کوشيده است وراي مذهب و نام باشد.

هويت طبيعي شهر اصفهان برگرفته از رودخانه زاينده رود و مادي هاست که آب زنده رود را در رگ شهر جاری می کنند.




آشنایی با مکتب اصفهان

مکتب اصفهان:

 کشور ايران و جهان درگذر از هزاره اول به هزاره دوم هجري قمري تحولات شگفت آوري را از سرگذرانده و تجربه کرده و همه سده هاي بعد از آن را تا امروز که درآنيم متاثر خود ساخته است. در چنين دوراني فعاليت ها و روابط فرهنگي با گستردگي و گوناگوني بي سابقه اي در حال شکل گيري بود، چنانکه تمامي ابعاد زندگي بشري همچون هنر، تفکر، صنعت و جامعه را دگرگون مي کرد. در چنين شرايطي "اصفهان" به عنوان پايتخت صفويان انتخاب شد و در پيوندي زماني مجموعه دستاوردهاي سده هاي گذشته را به شکل تکامل يافته اي به منصه ظهور گذارد. همراه با اين پيوند در زماني براي بهره وري از تجربيات گذشته، ايران به عنوان يکي از مهمترين مراکز جهان اسلام به رفاقت و رقابت درون فرهنگي با حوزه هاي ديگر فرهنگي در جغرافياي اسلامي همچون شبه قاره، آسياي صغير و آسياي ميانه پرداخت. اين تبادلات درون فرهنگي تاثير و تاثرات سازنده بسياري را در اين حوزه ها موجب گرديد، اما با تحول و توسعه وسايل نقليه به ويژه دريايي و راه هاي زميني، روابط ايرانيان به درون فرهنگي محدود نشد، بلکه به بينا فرهنگي ميان ايران و کشورهاي اروپايي و کشورهاي شرق دور نيز منجر گرديد که به نوبه خود دستاوردهاي سازنده و گاه مخربي را به همراه داشت. اين روابط در زماني، درون فرهنگي و بينا فرهنگي موجب تحولاتي اساسي در انديشه، هنر، ادبيات، جامعه، اقتصاد و سياست اين دوره شد چنانکه فصل نويني را در تاريخ کشور ايران ورق زد. اين فصل نوين چالش ها يا پيوستگي هاي عناصر گذشته و تازه و نيز، بيروني و دروني را به همراه داشت چنانکه موجب ظهور سبک ها و مکاتب نو از جمله مکتب اصفهان گرديد. اين تحولات آنچنان وسيع و گسترده مي باشد که هيچ هنري و تفکري از آن بي بهره و بي تاثير نبوده است. در واقع، شناخت دقيق اين دوره، شناخت علل بسياري از جريانات فکري، اجتماعي، سياسي و هنري ايران دوره جديد است. از جمله شاخه هاي گوناگون هنري، ادبي و فلسفي مکتب اصفهان مي توان به نگارگري، خوش نويسي، موسيقي، هنرهاي نمايشي، هنرهاي صناعي، معماري و شهرسازي، ادبيات و حکمي - هنري اشاره کرد.

خوش نويسي:

خوش نويسي يکي از هنرهاي ريشه اي و کهن ايران است که به لحاظ حضور هميشگي در عرصه تاريخ و تداوم و پيوند با ساير هنرهاي ملي در فرهنگ اين سرزمين نقش داشته و در طول قرن هاي متمادي و در جغرافياي سياسي و فرهنگي و به دست تواناي نوابغ بزرگ آن، سير رشد و تعالي را پيموده و شهر تاريخي و هنري اصفهان يکي از مهم ترين حوزه هاي ابداع و قوام و دوام اين هنر بوده است.

هنرهاي صناعي:

پايگاه رفيع هنرهاي صناعي در ايران داراي سابقه اي زياد و درخشان در بسياري از هنرهاي بومي و سنتي از جمله فرش بافي، فلزکاري، هنرهاي مرتبط با چوب، نساجي سنتي، سراميک و کاشي سازي، سفال گري، شيشه گري و برخي از ديگر صنايع دستي کشورمان است. در اين زمينه اگرچه پيش از دوران صفويه نيز اصفهان در برخي از اين گونه هنرها داراي سابقه و حتي بعضا پيشگام و آغازگر بوده است، اما آنچه بررسي ها مسلم کرده از عهد صفويه و به ويژه زمان انتخاب اصفهان به عنوان پايتخت، درخشش و شکوفايي رشته هاي متعددي از صنايع دستي آغاز شده است.

هنرهاي نمايشي:

در زمينه هنر نمايش انواع نمايش هاي تعزيه يا مصيبت خواني، معرکه گيري، قصه خواني يا نقالي و لعبت بازي به علاوه اشکال گوناگوني که از کنار هر يک از اين نمايش ها به وجود آمده است، در زمان صفويه بر فضاي هنر ايران بال گسترد و دامن گشود و در اين ميان، مولانا کمال الدين حسين واعظ کاشفي دردانه نظريه پردازي در تاريخ نمايش ايران، در دو کتاب "فتوت نامه سلطاني" و "روضه الشهدا" به توصيف آداب و قواعد انواع نمايش پرداخته که روح و جسم، دو عنصر تفکيک ناپذيري که نزد بسياري از نظريه پردازان تئاتر غرب از هم جدا مانده اند، هنرهاي نمايشي ايران را يکجا باز مي شناساند. پيوند دوباره اين دو عنصر در هنر نمايش امروز همراه با پيشرفت چشمگير عصر جديد بر بستر پايه هاي محکم از پيش نهاده شده، شايد نياز روح و جسم جدا افتاده در جهان امروز را دست کم در لحظه برخورد با هنر برآورد.

موسيقي:

در اين حوزه نيز موسيقيدانان و موسيقي شناسان برجسته اي در اصفهان پا به عرصه وجود گذاشته اند و در تثبيت مکتب موسيقيايي دوره صفويه نقش مهمي ايفا کرده اند. آنان به نوعي سنت موسيقيايي دوره تيموري را که توسط نظريه پردازاني چون عبدالقادر مراغه اي تدوين و اشاعه يافته بود، تکميل کردند. آثار تاليف شده در اين حوزه، مويد آن مي باشد که ارتباط نزديکي بين دربار صفوي و دربار عثماني وجود داشته است. مباني مکتب موسيقي اصفهان چه از لحاظ نظري و چه از نظر عملي، در آثار موسيقي اين دوره به خوبي تثبيت شده است و با بررسي و تحليل اين آثار، مي توان چهره جامعي از فرهنگ موسيقيايي اصفهان قرن يازدهم و اوايل قرن دوازدهم ترسيم کرد.

معماري و شهرسازي:

بدون ترديد و بي اغراق نمود عيني خواست هاي آرمان گرايانه مردم ما در سده هاي 11 و 12 به ويژه در کانون فرهنگي تاريخي اصفهان از راه هنر معماري و شهرسازي آن جاي تامل بسيار دارد. اين همه، وامدار بزرگاني در بستر هنر معماري و شهرسازي بود که هر چند چهره تابناکشان در آثار ممتازشان جاودانه مي درخشد، ولي شخصيت چند بعدي بي مانندشان شخصيت هايي همچون استادعلي اکبر معمار اصفهاني، استاد محمدرضا اصفهاني، استاد يوسف بنا اصفهاني، عليرضا امامي و بسياري از ستارگان درخشان هنر معماري و شهرسازي دوران که بايد آنان را شناخت تا راه و رسمشان چراغ راه نسل امروز و فردا گردد، هنوز آن طور که شايسته است، متاسفانه ناشناخته مانده اند.

فلسفه و حکمت:

يکي ديگر از عناصر مهم جنبش فرهنگي که از حدود سال 1000 هجري قمري در ايران رخ داد و تمدن ايران را به اوج شکوفايي رساند و بعدا به مکتب اصفهان مشهور گرديد، فلسفه و حکمت معنوي خاص آن است. تفکر، مبناي فرهنگ و تمدن است و شناخت عميق هيچ تمدني بدون درک عميق تفکري که اساس آن تمدن است، ممکن نيست. تمدن و فرهنگي که از آغاز هزاره دوم در ايران ظهور کرد بر پايه حکمت و فلسفه اي معنوي شکل گرفت که در نوع خود در همه تاريخ بي نظير يا کم نظير بود. حکيماني چون ميرداماد و صدرالمتالهين برجسته ترين نمايندگان حکمت معنوي اين دوره به شمار مي آيند. هر چند که همواره عرفان اسلامي و اسلام روبه روي فلسفه ، به خصوص فلسفه غربي ايستاده است.

ادبيات:

در اين حوزه اهميت موضوعاتي همچون نظم و نثر، شيوه هاي نقد ادبي، فرهنگ نويسي، تذکره نويسي، زيبايي شناسي و نوآوري هاي شعري و صورخيال در عصر صفوي غيرقابل چشم پوشي است.

نگارگري:

درباره هنر نگارگري به اين بسنده مي کنيم که سهم ويژه اي را در مکتب اصفهان ايفا مي کند و بازشناسي، معرفي و حفظ ارزش هاي اصيل فرهنگي - هنري ايران به ويژه نقاشي عصر صفويه در اصفهان بسيار قابل بررسي و تامل است.

 

منبع روزنامه ابتکار




بیمارستان های شهر اصفهان

نام و آدرس بیمارستان های شهر اصفهان و زمینه فعالیت های آن:

نام بیمارستان

تحت پوشش

زمینه فعالیت

آدرس

تلفن

 امين

دانشگاه علوم پزشكي

عمومي

خ ابن سينا

4455051-8

 حجتيه

انجمن خيريه

عمومي

خ سجاد - خ سپهسالار

6306001-4

 دكتر غرضي

سازمان تأمين اجتماعي

عمومي

اتوبان كاوه - بالاتر از سه راه ملك شهر

4425901

 مهرگان

بخش خصوصي

عمومي

خ شيخ بهائي

2330043-5

احمديه

بخش خصوصي

عمومي

خ طالقاني - خ ميرداماد

2352052

اصفهان كلينيك

وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی

عمومي

خ شيخ بهائي - چهارراه ارديبهشت

2330015-18

الزهرا

دانشگاه علوم پزشكي

عمومي

بلوار صفه

6680054

امام موسي كاظم

دانشگاه علوم پزشكي

سوانح و سوختگي

خ كاوه

3357670-3

اميرالمومنين

بنياد مستضعفان وجانبازان

عمومي

خ احمد آباد

2291071-8

بهارستان

بخش خصوصي

عمومي

خ صفه - روبرو بيمارستان الزهرا

6275751

جرجاني

بخش خصوصي

عمومي

فلكه قدس ابتداي خيابان زينبيه

4451996-7

حضرت زهرا

بخش خصوصي

عمومي

زينبيه خ آيت اله غفاري روبروي شهرك امام

5541197

حضرت سيدالشهدا

دانشگاه علوم پزشكي

خون و انكولوژي

خ خيام - كوي نهر فرشادي

2368005-7

دكتر علي شريعتي

سازمان تأمين اجتماعي

عمومي

خ چهارباغ بالا

6272001-9

دکترچمران

دانشگاه علوم پزشكي

قلب و عروق

خ بزرگمهر - خ سلمان فارسي

2600961-5

سپاهان

بخش خصوصي

عمومي

خ مير

6613082-6

سعدي

بخش خصوصي

عمومي

بوستان سعدي كوي خداوردي

6273031-46

سينا

بخش خصوصي

عمومي

خ شمس آبادي چهارراه قصر

2368011-5

شهيد بهشتي

دانشگاه علوم پزشكي

زنان و زايمان

پل فلزي -خ استاد مطهري

2367001-6

عسگريه

انجمن خيريه

زنان و زايمان

خ سروش - خ عسگريه

250041-9

عيسي بن مريم

دانشگاه علوم پزشكي

عمومي

خ شمس آّبادي

2332065

فارابي

دانشگاه علوم پزشكي

روانپزشكي

ارغوانيه

5221461-5

فيض

دانشگاه علوم پزشكي

چشم پزشكي وent

ميدان قدس - ابتداي خ مدرس

4452031-8

كاشاني

دانشگاه علوم پزشكي

عمومي

خ كاشاني

2330091-9

نور و علي اصغر

دانشگاه علوم پزشكي

عمومي

خ استانداري - جنب بلوار شهيد دستغيب

2222127-34

امام خميني جرقویه

بنياد 15 خرداد

عمومي

نيك آباد جرقويه

7224401-3




پيش به سوي دولت الکترونيک

شرکت آب و فاضلاب استان و شرکت برق اعلام کردند که همشهريان اصفهاني مي توانند به صورت آنلاين قبض مصرفي خود را مشاهده کنند و حتي قبض آب خود را به صورت الکترونيک پرداخت نمايند

براي مشاهده قبض آب کليک کنيد .

براي مشاهده قبض برق کليک کنيد.




تشكر

از مسئولين قلمستان در مجموعه باغ غدير مي خواهم درباره قلمستان متني ، معرفي نامه اي بدهند و خيلي سربسته دليل تقاضايم را مي گويم . غافلگيرم مي كنند و فايل آماده اي را با مهرباني مي دهند. تشكر مي كنم. متن را مي خوانم متن ادبي از فعاليت مجموعه قلمستان كه بدون كم و كاست در پست قبل برايتان نقل قول كردم.
با تشكر از اين عزيزان




كمدهاي آهني

زونكن‌هاي رنگين. نارنجي، سبز، آبي و بعضي سياه. زونكن‌ها را يك به يك مي شماريم. اولين دومين، سومين و اكنون چهارمين. بر روي تكه باريك عطف زونكن‌ها نوشته شده: 1383، 1384، 1385 و 1386 .
زونكن هاي رنگارنگ يك به يك كنار هم ايستاده اند. رنگ هاشان را اگرچه لايه اي از غبار پوشانده، اما دل هاشان به گرمي سال هاي پر شرو شوري ست كه ساعت ها روزها و ماه ها خاطره در خود دارد. از آن آغاز كه روزهاي نخست سومين ماه بهار هشتادوسه بود تا به اين آخري ها كه آغازين روزها و ماه هاي سال نوست: يك هزاروسيصدوهشتادوشش خورشيدي.
سه سال پركار اكنون پشت سرماست. خاطره هايش همه خوش. دركنار دوستان دوست بودن و از بودنشان خوشه ها چيدن و بسيار دانستن مگر به بدي هم مي شود؟ گاه ميهمان بودن و بيش ميزبان شدن، مگر تلخي هم مي شناسد؟ نمي شناسد. همه ي آن چه بود و هست، همه و همه شيريني هاي سال هاي كنار يكديگر بودن است، كه گاه خستگي هايش به ليواني چاي و دانه اي قند به در مي شد و گاه هم  به ساعتي خواب.
 زونكن اول
ماه هاي اول، تقسيم وظايف: آموزش‏، امور اداري، روابط عمومي و انديشه اي به نام كتابخانه تخصصي ادبيات. اين انديشه اما در همان روزها جان مي گيرد، جسم مي شود و به حركت درمي آيد. اكنون كتابخانه كوچك قلمستان، نوپايي ست به زبان آمده: بيش از دو هزار عنوان شعر داستان فيلمنامه نمايشنامه و ....
قلمستان در اين سال مي شود”ميزبان كساني كه مزه يك آفرينش ادبي را چشيده اند“.
آموزش: كلاس هاي ادبي به راه مي افتد. شعر. داستان و فيلم نامه، ادبيات كهن پارسي ودر كنارش مهمانان قلمستان: اميرخاني، بايرامي، سعيد ميرزايي، مجتبا رحماندوست، احمدرضا درويش و ...........
اكنون قلمستان جمعيت بسياري كوچكي ست در شهري به درازاي تاريخ، به وسعت نصف جهان. بايد شتاب گرفت.
زونكن دوم
سال نو را به نام پربركت امام هشتم، علي بن موسي الرضا(ع)، آغاز مي كنيم يا مقلب القلوب و الابصار حول حالنا الي احسن الاحال. كمتر از سيصد روز از عمر قلمستان گذشته است. بايد شتاب گرفت، سال، سال كوشش است. جمع كوچك قلمستان تصميمات ديگري دارد:
شب هاي هشت بهشت
شبي با شاعران، شعرپروران، شعر دوستان.”هشت بهشت همين جاست، بيخ گوشمان بنايي زيبا و شگفت، مانده از دوران شاه سليمان صفوي... از سپيد مويان غزل سراي سخت گير تا جوانان پر شور نوگراي ساختار شكن.“ شب هاي هشت بهشت مي شود پنجشنبه هاي آخر هر ماه و ميزبان كلام آشناي شاعران: محمد حسين جعفريان،محمد علي بهمني،علي رضا قزوه،علي معلم دامغاني، عبدالجبار كاكايي،هوشيار انصاري فر و منوچهر آتشي كه هرگز نيامد، روحش شاد.
كتابخانه ديگر جان گرفته است. فيلم خانه اي هم به راه مي افتد. دوستداران هنرهفتم در كنار شاعران و داستان نويسان. به جمع كوچك قلمستان مي پيوندند. بايد براي اين جمع كاري كرد. قلسمتان نبايد تنها محل گذري باشد. عده اي جمع مي شوند. داستان نويس اند يا داستان خوان. جلسات كوچك همراوي با ابتكار داستان آموزان قلسمتان هفته اي يك بار برگزار مي شود. خودشانند، همان ها كه آموخته اند. اكنون در كنار هم جمع داستاني قلمستان تشكيل داده اند.
فيلم نامه نويسان و سينما دوستان را كه نمي توان ناديد گرفت. مي فهميم كه سعيد عقيقي اين جاست در نصف جهان. چگونه فيلم ببينيم؟ كلاس هاي تحليل فيلم و رمان با حضور او شكل مي گيرد.  
زمزمه هايي به گوش مي رسد. قلمستان بايد اثاث كشي كند. بايد به مكاني ديگر رفت. همه در هيجانيم.
زونكن سوم
ارديبهشت بايد برويم. از كتابخانه مركزي شهرداري اصفهان،. مهمانشان بوديم. درهمان ساختمان خانه زنبوري روبه رو به هشت بهشت. به باغ غدير مي رويم. ساختمان الغدير. نام پر آوازه اش متبرك است به نام بزرگترين اثر علمي جهان شيعه. ”الغدير“ اثر جاودانه ي علامه بزرگ آيت الله اميني. ساختماني شش گوشه و پر پنجره. اثاث كشي انرژي مان را گرفته است. از مركز شهر دور شده ايم. و دوستانمان كمي رنجور و شاكي اما تنها نمانده ايم. تنهايمان نمي گذارند. امسال هم بايد شتاب بيشتر گرفت. حركت به سوي فردا. در اين گيرودار تغيير مكان بايد در انديشه هاي ديگري بود. امسال هم سال پر كاري ست. بچه هاي ادبيات مقاومت همچنان به گردآوري خاطرات رزمندگان ادامه مي دهند. تلاش داستان نويسان دفتر ادبيات اهل بيت عليهم السلام دارد ثمر مي دهد. چهارده عنوان كتاب با نام مقدس چهارده معصوم به پايان رسيده است. امسال سال پيامبر(ص) است. سال محمد مصطفي. كارت هاي پيامبر اعظم(ص) طراحي مي شود. 29 كارت نقاشي شده از مراحل مختلف زندگي پيغمبر اسلام. از كودكي تا وفات. امسال سال پركاري ست...
براي داستان بايد كاري كرد. بايد چاره اي انديشيد. طرح دوره يك ساله داستان براي اولين در اصفهان. محمد جواد جزيني مرد خستگي ناپذير داستان ايران به كمكمان مي آيد. براي قلمستان طرح دوره هاي يك ساله را تدوين مي كند. و ما دست به كار مي شويم:
”دوره يك ساله داستان نويسي براي نخستين بار در اصفهان. با حضور اساتيد برجسته داستان از سراسر ايران. تهران. اصفهان. شيراز. بوشهر. اهواز و.... اساتيد از همه جاي ايران به ياري مان مي آيند. دوره يك ساله از نخستين پنج شنبه تير ماه تا آخرين سه شنبه اسفند ادامه مي يابد. مجيد قيصري، دكتر چترايي، سعيد عقيقي، محمود نيكبخت، حبيب احمد زاده، احمد اكبرپور، رضا نجفي و... بسياري ديگر همراهان ما در اين دوره يك ساله مي شوند.
هزارويك شب
داستان هاي هزارويكشب به پايان نرسيده است. شهرزاد همچنان قصه مي گويد تا هم خود زنده بماند و هم ديگران را از مرگ نجات بخشد. قصه از جان آدمي جدا ناشدني ست. پس به نام قصه گوي ازل ” در چندين هزاره عمر فرزندان آدم، در گوشه اي از دنيا كه خود صاحبان هزارو يك شب اند به سراع هزارو دومين شب مي رويم.  شب هزارودويم چهارشنبه هاي اول هر ماه، برگزار كننده ي يك نشست داستاني” مي شود ”كه هر بار به موضوعي اختصاص داشته و به بهترين داستان هايي كه در سطح استان اصفهان در مجامع فرهنگي مطرح مي شود،” مي پردازد. استاد محمود نيكبخت(صناعت روايت در داستان).مجيد قيصري(ادبيات مقاومت و دفاع مقدس). داستان نوجوان(احمد اكبرپور). شخصيت كيست؟(مصطفا مستور). داستان عرب(رضا عامري).ريخت شناسي داستان هاي كتاب مقدس(رضا نجفي). داستان انقلاب(سيد محمد حسيني) و آسيب شناسي رمان هاي زرد( بهزاد دانشگر)
شب هاي هشت بهشت ادامه دارد. امسال يازده بهشت ديگر: فاطمه راكعي، ناصر فيض، بيژن ارژن، محمد جواد محبت، زكريا اخلاقي، گروس عبدالمكيان، محمد علي مجاهدي، اهورا ايمان، نادر بختياري، مسعود سالاري و..... يك سال از عمرش مي گذرد. همراهانش مي آيند و مي روند.اين سال اما، ميلاد پر بركت امام حسين (ع) مي شود ميزبان شاعران حسيني. ”شبي با آفتاب” و حضور 15 شاعر بزرگ پارسي گو در مدح حضرتش: مصطفا محدثي خراساني، سهيل محمودي، حسين اسرافيلي، حميدرضا شكارسري، نرگس گنجي، فاضل نظري، بيگي حبيب آبادي و .....منتخب اشعار هشت بهشت چاپ شده است. قرار است چهارده مجموعه شعر ديگر نيز به چاپ برسد. مي گذاريم به سال آينده براي زونكن چهارم.
اما فيلم نامه نويسان نيز بي نصيب نمانده اند. كارگاه از طرح تا فيلم نامه در كنار سعيد عقيقي. سال پركاري داشيم.
لابلاي برگه هاي زونكن چيزي در باره اش نيست: چهارمين جايزه ادبي اصفهان آخر قلمستان امسال همراهش بود.  
زونكن چهارم
چند برگ بيشتر نيست. همه چيز بايد از فروردين ماه آغاز شود. شب هاي هشت بهشت. شب هزاردويم. دوره يك ساله داستان نويسي. ثبت نام خودمان را هم شگفت زده كرده. براي اين دوره 73 نفر مي خواهند داستان نويس شوند. قدم شان نيكو.  كلاس هاي آموزشي: فيلم ، نامه، شعر، نويسندگي، شاهنامه، حافظ.
بايد شتاب گرفت. كتاب هاي سال پيش مانده است. داستان نويسان حق آب و گل دارند در قلمستان. قرار است مجموعه اي از بهترين هاي داستاني شان در مجموعه اي چاپ شود. بچه هاي سايت پنج دري آمده اند. سال نخست آمدند به آزمون و خطا. حالا با نام هم راوي آمده اند. همراهان از طرح تا فيلم نامه با طرح هاشان به بهار پا گذارده اند. بايد شتاب گرفت.
قلمستان ديگر تنها يك جمعيت اندك نيست. قلمستان جمعي دوست داشتني ست با دوستاني كه هر روز به آن ملحق مي شوند. به دوره يك ساله داستان كوتاه. داستان كودك. داستان مقاومت. به شب هاي هشت بهشت. به شب هزارودويم. به شاهنامه به حافظ به همراوي، به كتابخانه، به فيلم خانه و به ما يعني جمع بزرگ و همدل مركز آفرينش هاي ادبي قلمستان.




آي آدمها

در راه معرفي استان راه طولاني در پيش است و به كمك تمام اهالي استان اصفهان نيازمنديم. لذا دوستاني كه مي خواهند شهر ، منطقه و يا محل سكونت خود را معرفي كنند. و يا در زمينه هاي ديگر به معرفي استان بپردازند خوشحال خواهيم شد به ما كمك كنيد تا اين رسالت بهتر انجام شود. لذا از تمام دوستاني كه مايل به همكاري در هر زمينه اي هستند خواهشمندم كه به ما بپيوندند تا وظيفه مان را بهتر انجام دهيم.
براي اعلام همكاري در قسمت نظرات و يا با ايميل وبلاگ تماس بگيريد.




برج قوس (نيماسب) نماد اصفهان

نماد اصفهان
چنانكه در روزگاران گذشته مرسوم بوده ، مردم متمدن براي ديار خود نمادي نجومي را قائل مي شدند و مردم اين سامان نيز طالع شهر خود را برج قوس (نيماسب) شمردند و اين نماد نجومي خوش يمن را بر فراز بناهاي شاخص خود نقش مي كردند. آنچنان كه بر فراز ورودي قلعه ي تبرك به نمايش درآمده بود و در دوره ي صفويه بر سر در ورودي بازار شاهي بر كاشي معرق نقش بست. قوس (نيماسب) نهمين صورت از صور فلكي است ، پيش از فصل سرما يا انقلاب زمستاني زماني است كه كار برمزرعه پايان يافته و هنگام شكار است. برج قوس سيماي موجودي نيمه انسان و نيمه حيوان (ببر)دارد كه با چهارپا برزمين ايستاده و در مقابل دم حيوان كه به شكل اژدها (سيمايي اهريمني دارد) كماني در دست گرفته و تيري را نشانه رفته است ، كه به شكل نمادين آن حكايت از تبديل نيروي وجود با جاذبه اي معنوي و اشراق روحي و اعتلاي دروني است كه نيروهاي اهريمني را هدف گرفته و از طريق آن غريزه و خود تعالي يافته و به جانب انسان برتر ره مي سپرد. اين برج در  ارتباط با يك حماسه ، ميداني با نقشي از جهان است و خط سيري پر از جهش است و بي سبب نيست كه در باشكوه ترين ميدان ساخته شده و در اصفهان به تصوير درآمده است.
عكس اين نماد به عنوان عكس هفته در پست هاي قبل آمده است.




عكس هفته : نماي زيرين سي و سه پل




صنعت

استان اصفهان ، از قطب هاي صنعتي كشور به شمار مي رود و صنايع بارز آن شامل صنايع ذوب آهن ، صنايع فولاد مباركه ، صنايع پلي اكريل ، صنايع غذايي ، دارويي و بهداشتي ، صنايع نساجي و چرم سازي ، صنايع شيميايي ، صنايع نفت و پتروشيمي ، صنايع كاني غير فلزي ، صنايع چوب ، صنايع فلزي ، صنايع ريخته گري و تغيير شكل فلزات ، صنايع برق و الكتريك ، صنايع ماشين آلات و ساخت تجهيزات ديگر واحد هاي صنعتي مي باشد. اين واحد هاي صنعتي ، آلودگي هايي را نيز براي هوا و زاينده رود به دنبال مي آورد. روشن است كه ، مصرف سوخت هاي فسيلي و توليد گاز منواكسيد كرين ، و به دليل نياز فراوان به آب ( براي شست و شو ، خنك كردن وسايل ) ، پساب هاي آن به زاينده رود ريخته مي شود، جاي افسوس است كه ، اصفهان ، يكي از پنج شهر آلوده ي كشور از ديدگاه هواست و زاينده رود ، پس از گذر از اصفهان ، تيره و تيره تر مي شود ، تا جايي كه در نزديكي اژيه ، قورتان و ورزنه به رنگ قهوه اي رخ مي نمايد و باخود عوامل بيماري زا ، مانند باكتري ها و ويروس ها و تخم هاي انگل به همراه دارد كه هر يك اثراتي شناخته شده بر سلامت و بهداشت همگاني دارد. هنگامي كه زندگي شهر اصفهان ، شهرها و دهكده هاي پيرامون اين سامان ، در گرو سلامت زاينده است ، چگونه مي توان پذيرفت كه ، اجازه دهيم كارخانه ها و پساب هاي صنعتي خود را وارد زاينده سازند؟ رها كردن حجم سنگيني از پساب هاي خانگي به زاينده رود را چگونه مي توان توجه كرد ؟ اين در حالي است كه پساب هاي كشاوري نيز، كه آغشته به تركيبات شيميايي حاصل از مصرف كودهاي شيميايي و آفت كش ها هستند ، در زاينده رود و منابع آب و خاك فرو مي ريزند. بنابراين ، كي و چگونه به نجات زاينده رود و محيط زيست پيرامون خود بپردازيم ؟ باشد تا روزي رسد كه باز رودي را كه به پاكي اشك چشم بود ، باز ببينيم و آسمان آبي را به اصفهان بازگردانيم و سياهي و تيرگي را ، از پيرامون محيط زيست مان بزداييم.